تبليغاتX
از فهمیده چه فهمیده ایم؟

از فهمیده چه فهمیده ایم؟

بسیج.شهید.دانش آموز

مصاحبه

شهید فهمیده هم یک دانش آموز بود.درانش آموز ایرانی دیگر،اما چه چیزی او را از بقیه متمایز کرد و نامش را در تاریخ جاودانه کرد؟به میان دانش آموزان رفتیم و از آن ها پرسیدیم.

مریم سعادتی می گوید:

چه بسا وظیفه ما سخت تر است.چرا که باید بادقت و هوشیاری راه شهید فهمیده را دامه دهیم.

زهرا محمد زاده می گوید:

کنگره ها و یادواره ها خوب هستند ولی حیف که محدود به زمانی خاص می شوند!در روزهای نزدیک به شهادت شهید فهمیده است که تمام رسانه ها به تکاپو می افتند و کنگره ها شروع به کار می کنند.

سارا نیازی می گوید:

پیام شهید فهمیده ایستادگی و مقاومت در مقابل ظلم بود.این پیامی بود که به نسل ما رساند و ما هم باید این پیام را به بهترین نحو به آینده منتقل کنیم.

مهرانه مدبری می گوید:

شهید محمد حسین فهمیده روحی بزرگ داشت.او توانست در مبارزه با دشمن حماسه ای بزرگ به وجود آورد تا جایی که امام راحل او را رهبر خود خواندند.

 

 

+ نوشته شده در  87/09/04ساعت 14  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

حماسه آفرین کوچک

«هشتم آبان ماه روز نوجوان است. اين روز به ياد شهادت يك نوجوان سيزده ساله در اولين ماههاي جنگ تحميلي، روز نوجوان ناميده شده. بيست و پنج سال پيش، در هشت آبان پنجاه و نه، «حسين فهميده» سيزده ساله به شهادت رسيد. او يكي از 36 هزار دانش آموز شهيد ايراني است.

***
حسين فهميده در سال 1346 در روستاي سراجه شهر قم به دنيا آمد. در بحبوحه انقلاب، حسين يازده ساله، از قم اعلاميه مي آورد و در روستا پخش مي كرد. حتي چندبار ضد انقلابها كتكش زده بودند تا دست از اين كارها بردارد اما او منصرف نشده بود. 12 بهمن 57، در بيمارستان بود. در اثر تصادف، طحالش پاره شده بود. تا از بيمارستان مرخص شد، آنقدر اصرار كرد كه پدر و مادرش، او را با برادر بزرگترش داوود، به تهران فرستادند تا حضرت امام را زيارت كند.
مدتي بعد، ضد انقلاب اوضاع كردستان را به هم ريخت. حسين مثل اسفند روي آتش شده بود. زود از طريق بسيج، خودش را به كردستان رساند اما به خاطر كمي سن و كوتاهي قد، بچه هاي سپاه برش گرداندند و از خانواده اش تعهد گرفتند تا ديگر به كردستان نرود.
وقتي كه رژيم بعثي عراق در 31 شهريور 59 به ايران حمله كرد، حسين در خانه بند نشد. زود به راه افتاد و خودش را به خوزستان رساند. آنجا آنقدر اصرار كرد تا قبول كردند بماند. مدتي بعد با دوستش محمدرضا شمس زخمي شدند و آنها را به بيمارستان ماهشهر بردند. حسين و محمدرضا تا حالشان خوب شد، دوباره به جبهه برگشتند. اما اينبار فرمانده اجازه نمي داد حسين به خط مقدم نبرد برود.
چند روز بعد، حسين با كلي لباس و اسلحه عراقيها پيش فرمانده شان آمد. فرمانده با كمال تعجب فهميد كه او اينها را با دست خالي از عراقيها غنيمت گرفته است. همين شد كه به حسين اجازه داد تا دوباره به خط مقدم برگردد.
روز هشتم آبان 1359، حسين فهميده و محمدرضا شمس، در نزديكترين سنگرها به دشمن، كنار هم بودند. محمدرضا مجروح شده بود و حسين، با هر جان كندني كه بود، دوستش را به عقب رساند تا مداوا شود.
اما حسين فهميده در پشت خط نماند. دلش رضا نمي داد كه سنگرشان را خالي بگذارد. او وقتي به سنگر رسيد كه پنج تانك عراقي، مغرورانه رجز مي خواندند و پيش مي آمدند تا رزمندگان ايراني را محاصره كنند و بعد همه شان را به قتل برسانند.
تنها راه پيش روي حسين فهميده، فداكردن خودش براي نجات همرزمانش بود. حسين سيزده ساله، آخرين نارنجكهاي باقيمانده را به خود بست و به سمت تانكها حركت كرد. در همين فاصله، تيري به پاي حسين خورد اما او كوتاه نيامد. با همان پاي زخمي، كشان كشان خودش را به اولين تانك رساند و ضامن نارنجكها را كشيد.
با صداي انفجار تانك جلويي، چهار تانك ديگر ، با اين خيال كه رزمندگان اسلام حمله كرده اند، فرار را برقرار ترجيح دادند. بقيه رزمنده ها تازه متوجه نقشه دشمن براي محاصره شان شدند. آنها با فكر اينكه نيروي كمكي آمده، جان تازه اي گرفتند و چهار تانك درحال فرار را هم نابود كردند. مدتي بعد، نيروهاي كمكي به خط مقدم رسيدند و آن قسمت را، از لوث وجود متجاوزان بعثي پاك كردند.
يكي از همان روزهاي سرد پاييزي، ساعت هشت صبح، راديو برنامه هاي عادي اش را قطع كرد و خبر عمليات شهادت طلبانه يك دانش آموز سيزده ساله را پخش نمود. پشت آن، پيام حضرت امام را خوانند: «رهبر ما آن طفل سيزده ساله‌اي است كه با قلب كوچك خود ـ كه ارزشش از صدها زبان و قلم‌ ما بزرگتر است ـ با نارنجك، خود را زير تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد»
حتي تلويزيون هم، شب همين خبر را اعلام كرد. همان موقع مادر حسين گفت: «به خدا اين دانش آموز حسين بوده.» پدر باور نمي كرد اما مادر باز قسم مي خورد. يكي ـ دو هفته بعد، برادر محمدرضا شمس به در خانه شهيد حسين فهميده رفت و كل ماجرا را برايشان تعريف كرد و به آنها قول داد تا تكه هاي باقيمانده از پيكر حسين را بازگرداند تا آن را دفن كنند.
بعدها هم محمدرضا شمس شهيد شد و هم داوود فهميده. آخر خود مادر حسين، در آذر 59 گفته بود: «حاضرم در راه خدا اين پسرم را هم بدهم.»

***
حسين فهميده تنها شهيد دانش آموز سيزده ساله ما نيست. «بهنام محمدي» هم يك دانش آموز دوازده ساله خرمشهري بود كه در كوچه پس كوچه هاي شهرش آنقدر جنگيد تا به شهادت رسيد. «سحاب خيام» هم بود. دختر دانش آموز دوازده ساله سوسنگردي‌اي كه آنقدر با دست خالي با بعثي ها جنگيد تا آنها را عاجز كرد و بعد به شهادت رسيد.
خاك جنوب ايران، از دستان كوچك 36 هزار دانش آموز شهيد ايراني، خاطره ها دارد.

+ نوشته شده در  87/08/30ساعت 20  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

زندگینامه

محمدحسین فهمیده در اول اردیبهشت 1346 در شهر قم متولد شد.
در سال 1352 در دبستان روحانی قم مشغول به تحصیل شد.
سال تحصیلی به آخر رسیده بود. بوی تابستان می آمد. محمد حسین با معدل عالی قبول شده بود. در سال 1356 به کلاس اول راهنمایی مدرسه حافظ قم رفت.
در سال‌های 1356 و 1357 به پخش اعلامیه‌های رهبر کبیر انقلاب مبادرت می‌ورزید و در زمستان سال 1357 نیز در تظاهرات انقلاب اسلامی شرکت نمود.
در 12 بهمن سال 1357 موفق به دیدار مقام معظم رهبری شد.
آنها شهر قم را دوست داشتند ولی رفتن به تهران برایشان رویایی شیرین بود. دیدن خانة جدیدشان در کرج همه را خوشحال کرده بود.
روزی که برای اولین بار به مدرسه راهنمایی «خیابانی» کرج قدم گذاشت، به خود نهیب زد: همه بچه‌ها دوست تو هستند! هیچ کس غریبه نیست!»
آقای ناظم و معلم‌ها فرمان امام دربارة تشکیل بسیج را توضیح می‌دادند. محمد حسین و داوود روز ورود امام به وطن (12 بهمن) را به یاد می‌آوردند.
حسین! ده روزی که نبودی کجا بودی؟ آموزش جنگی هم آموزش رزمی، هم آشنایی با اسلحه و محیط و این طور چیزها.
پدر سرد و بی‌روح، پسرش را بوسید و تسلیم رفتن او شد.
محمد حسین همراه بچه های پایگاه مقاومت و داوطلب‌های دیگر به جبهه اعزام شده بود. برای فرمانده سخت بود که مغلوب محمد حسین شود. با هیچ حساب و کتابی نمی‌توانست حرف او را بپذیرد. با حرف‌هایی که می‌زد بچه‌ها فهمیدند که او از یک جنگ چریکی موفق برگشته است. همه فکر می‌کردند. بعد از نشان دادن آنهمه دلاوری و جسارت چاره‌ای جز موافقت با خواستة او نیست.
محمد حسین و نوجوانی دیگر به خط مقدم اعزام شدند؛ محمد حسین و محمد رضا شمس.
در میان صفیر گلوله‌ها، انفجار خمپاره‌ای محمد حسین و محمد رضا را از جا پراند. چند روزی در بیمارستان ماهشهر بستری شدند. محمد حسین و محمد رضا هم خسته از تحمل محیط بیمارستان بی‌صبرانه به خرمشهر بازگشتند. بار دیگر فرماندهان باید جثه لاغر و نحیف محمد حسین را محک می‌زدند.
محمد حسین به همراه رزمندگان دیگر در آخرین لحظه‌ها به استقبال کسانی رفتند که تازگی عقب نشسته و آماده می‌شدند تا با توان بیشتری به میدان برگردند.
ناگهان محمد حسین آهی سرد از اعماق دل کشید. یک پای محمد حسین به فرمان او نبود اما پیش‌ می‌رفت. تانک‌ها به چند قدمی او رسیده بودند. نارنجکی را که در مشت گرفته بود از ضامن آزاد کرد. بعد خم شد و نارنجک را روی جیب نارنجک‌ها فشرد. و بی‌درنگ خود را زیر شنی تانک انداخت.
+ نوشته شده در  87/08/29ساعت 19  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

یادکردی از "حسین فهمیده" نوجوان شهید دفاع مقدس

ساعت ‪ ۱۲‬ظهر جمعه ‪ ۳۱‬شهریور ‪ ۱۳۵۹‬صدای انفجار مهیبی در بازار "صیف" خرمشهر همه را متوجه خود کرد، دومین انفجار ، سومین و چهارمین ، وحشت و حیرت سر تا پای همه را فرا کرده بود ، قدرت تصمیم گیری از همه ساقط شده ، تنها فرار بود که می توانست جانها را نجات دهد.
همزمان صدای سراسری جمهوری اسلامی ایران هجوم بی امان لشگریان عراقی به کشور را اعلام کرد.
فریاد "هل من ناصر ینصرنی" مردم بی دفاع خرمشهر در فضای کشور طنین انداز شده بود.
"محمد حسین فهمیده" صدای مظلومیت مردم خرمشهر را شنید، سعی داشت خود را به خرمشهر برساند، سن کم او اجازه تنها سفر کردن را به وی نمی داد باید مدرکی ارایه کند ، بناچار شناسنامه را دستکاری کرد تا وانمود کند سنش بیش از آن است که دیگران فکر می کنند.
‪ ۴۰‬روز گذشت، مقاومت با تفنگ ‪، M ۱‬در مقابل پیشرفته ترین سلاحهای جهانی توان همه را گرفته، بچه های خرمشهری به این نتیجه رسیدند که تنها ایثار و جانبازی می تواند با تجاوز بعثی ها مقابله کند.
"فهمیده" اکنون در جمع بچه ها بود، تصمیم آنها را خوب متوجه شده بود با خود دایم تکرار می کرد، باید مقابل تجاوزات دشمن ایستادگی کرد ، نباید گذاشت دشمن پای به خاک مقدس این دیار بگذارد.
آبانماه سال ‪ ، ۵۹‬دشمن از طریق بمباران هوایی و آتش پرحجم توپ و خمپاره مطمئن شده بود که در شهر دیگر هیچگونه مقاومتی وجود ندارد، به لشگر زرهی خود فرمان حمله به خرمشهر را صادر کرد.
تانکها با آرایش خاصی، به دروازههای خرمشهر نزدیک و نزدیکتر می شدند، رحمان تنها دیده بان، خبر نزدیک شدن تانکها را لحظه به لحظه به بچه ها اعلام می کرد، تصمیم گیری خیلی مشکل بود.
مقاومت !
با چی !
آر. پی. جی. ! خمپاره !
هیچی وجود نداشت !
فرار !
فرار ، هم در شان و غیرت بچه ها نبود.
دیده بان فریاد زد عراقیها، عراقیها وارد شهر شدند !
حسین احساس کرد باید کاری کند ، او بارها رشادت لشگریان امام حسین (ع) را هنگامی که با پدرش به مسجد و روضه می رفت ، شنیده بود ، آرزوداشت روزی فرا رسد تا بتواند ارادت خود را به آقا امام حسین (ع) اظهار کند.
حسین نارنجک را بر کمر بست و حسین گویان زیر تانک رفت، تانک منهدم شد و حسین نیز به حسینیان پیوست.
حرکت حسین دارای چنان عظمتی بود که پیر ومراد انقلاب را به تعظیم واداشت امام(ره) با خضوع خاص خود فرمود: رهبر ما آن طفل ‪ ۱۳‬ساله ای است که بر خود نارنجک می بندد و زیر تانک می رود و ...
"فهمیده" ‪ ۱۳‬ساله یکی از صدها نوجوان ایرانی بود که با عبور از دهها مانع قانونی خود را به جبهه رساند و با خون خود پیام مظلومیت ایرانیان را به گوش جهانیان رساند.
شهید محمد حسین فهمیده نمونه ای از نوجوانان این سرزمین مقدس است که با آگاهی کامل راه خود را انتخاب و برای پیروزی عقیده و نجات میهن از بذل جان خود دریغ نکردند.
یکی از همرزمان شهید حسین فهمیده می گفت: سن حسین کم بود و به او اجازه اعزام به خرمشهر داده نمی شد، شناسنامه اش را دستکاری کرد و مجوز اعزام به خرمشهر را گرفت.
"رضا رزمخواه" افزود: حسین این نوجوان تازه شکفته که مثل هر نوجوان دیگری نیاز به آغوش گرم خانواده داشت، کانون گرم خانواده را رها و به صفوف رزمندگان در خرمشهر پیوست.
او می افزاید: شهید حسین فهمیده از نان و خرما و کنسرو آوردن برای بچه ها گرفته تا پر کردن خشاب تفنگ ‪ ،M ۱‬هر کاری که از او ساخته بود برای دفاع از شهر انجام می داد.
یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس می گوید: آن موقع من حسین فهمیده را نمی شناختم ، او مثل همه بود، تنها وجه تمایز او اندام کوچکش بود که بین سایران نمود داشت و برای من و امثال من جای تعجب بود که چه نیرویی این نوجوان کم سن و سال را در شهر در میان آتش و دود نگه داشته است.
"پرویز غلامپور" می گوید: چه چیزی باعث شده بود تا نوجوانی که از تاریکی می ترسید ، شبها و روزها "یکه" و "تنها" در تاریکی و میان آتش و ترکش برای حفظ سرزمینش مقاومت کند.
وی ادامه داد: این امر را فقط می توان در عشق به اهل البیت (ع) جست و جو کرد و باید اقرار نمود که شهید "محمدحسین فهمیده" از عاشقانی بود که نامش در تاریخ ایران و شاید جهان به خاطر عشقش ماندگار شد.
یکی از معلمان خرمشهری می گوید: جوانان و نوجوانان امثال شهید فهمیده جمهوری اسلامی را بیمه کردند.
" حمیده موسوی " گفت: حسین فهمیده ها افتخار کشور ما هستند ، باید در همه مدارس کشور ازاین نوجوان تمثیلی ساخته شود تا نوجوانان بدانند که در طول هشت سال دفاع مقدس همسن و سالان آنها چگونه دوشادوش بزرگترها مقاومت کردند تا دشمن را از خاک ایران بیرون راندند.
اکنون ‪ ۲۸‬سال از آن حماسه همیشه جاوید می گذرد ولی هنوز قلم و زبان از درک این عظمت عاجز مانده و نمی تواند زوایای این حادثه تاریخی را برای جهانیان تبیین کند.
+ نوشته شده در  87/08/29ساعت 17  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

روحيات و اخلاق شهيد فهميده

۱-اخلاق اجتماعی

شهيد فهميده بسيار خوش برخورد و خنده رو بود و با همه با چهره اي گشاده و باز برخورد مي کرد. خيلي زود با افراد مي جوشيد و گرم و صميمي مي شد، نسبت به همه مؤدب بود و احترام مي گذاشت. خيلي رک و صريح بود، اگر نمي خواست کاري انجام دهد صريحاٌ مي گفت انجام نمي دهم. اگر بنا داشت چيزي را بپذيرد و يا تعهدي بدهد بطور واضح و روشن آن را قبول مي کرد.قولي را که مي داد به آن عمل مي کرد و نسبت به وفاي به عهد حساس بود. او دورغ نمي گفت و بسيار با تربيت بود. از حرف زشت و ناسزا بسيار بدش مي آمد و مي گفت اگر احتمالاٌ با کسي دعوا مي کنيد کتک بخوريد ولي به هم فحش ندهيد.
 

2- تحصيل و مطالعه
او فردي باهوش بود. معمولاٌ در کلاس، درس را ياد مي گرفت و کمتر احتياج به درس خواندن در خانه داشت. هميشه شاگرد اول و دوم و يا سوم کلاس بود. به درس خواندن و مطالعه علاقه وافري داشت. تمام تکليف مدرسه اش را خودش انجام مي داد و از کسي کمک نمي گرفت. هنگامي که درس داشت، حاضر
نمي شد به کار ديگري بپردازد و مي گفت تا درسم را نخوانم و تکليفم را انجام ندهم جايي
نمي روم و کار ديگري نمي کنم.
غير از کتابهاي درسي، کتابهاي ديگر را نيز مطالعه مي کرد
و به نقاشي هم علاقه داشت
 

3- عبادت و شعائر ديني
حسين
با آنکه شرعاٌ به سن تکليف نرسيده بود، نماز مي خواند و به مساجد مي رفت. قرآن تلاوت مي کرد و اذان نيز مي گفت. در مجالس روضه خواني که همسايگان آنها بر پا مي کردند شرکت مي کرد. سعي مي کرد در نمازهاي جمعه شركت کند و خطبه هاي نماز جمعه تهران که از تلويزيون پخش مي شد را مي شنيد. در ايام عزاداري و محرم و صفر به همراه خانواده اش به قم مي رفت و در مراسمات مذهبي شهر قم شرکت مي کرد. حسين غيرت ديني خاصي داشت.
مثلاٌ
نسبت به حجاب خيلي حساس بود و به خواهرانش در مورد حجاب به شدت تأکيد مي کرد و معتقد بود که دختر بچه ها از کودکي بايد رعايت حجاب عادت کنند.
 

4 - احترام به پدر و مادر
او در غيبت و حضور براي پدر و مادر خود حرمت خاصي قائل بود.
هرگز در مقابل پدرش بي احترامي نمي کرد و به مادرش بيشتر احترام مي گذاشت. حتي گاهي اوقات خواهرانش را وادار مي کرد که کارهاي خانه را انجام دهند تا مادرش زياد به زحمت نيفتد.

 
5  – کمک به خانواده
شهيد فهميده نوجواني فعال و کوشا بود. در خانه نيز بسياري از کارها را بر عهده داشت. براي انجام هر کاري آماده بود و سعي مي کرد بيشتر کارهاي خانه را خود انجام دهد. اصلاٌ نمي گذاشت خواهران و يا مادرش براي خريدهاي معمول زندگي بيرون بروند. دوست داشت در تمام کارها دخالت کند و به اصطلاح کارهاي بزرگترها را انجام دهد. با توجه به اينکه تأمين مخارج خانواده اي با هفت فرزند توسط پدرش، که شغل رانندگي داشت سخت بود، در تابستانها براي کمک اقتصادي به خانواده در مغازه اي که براي او تهيه کرده بودند به هندوانه فروشي مي پرداخت.
 

6 - رشادت و شجاعت
حسين نوجواني
شجاع و نترس بود. وقتي مي خواست کاري انجام دهد، از موانع و مشکلات سر راه نمي ترسيد و جرأت عمل و جسارت داشت. در اوايل انقلاب و قبل از شروع جنگ تحميلي که گروهک هاي ضد انقلاب در کردستان آشوب به پا کرده بودند شهيد فهميده در عين کم سن و سالي ، خود را به کردستان مي رساند و در آنجا چند روزي به رزمندگان کمک مي کند تا اينکه پاسداران او را با زحمت زياد به کرج بر مي گردانند تا تحويل خانواده اش نمايند. مادرش را فراخوانده و در حضور او مي خواهند از حسين تعهد بگيرند تا ديگر به کردستان نيايد ولي هر کاري مي کنند او تعهد نمي دهد و مي گويد: بي خود خودتان را زحمت ندهيد، اگر امام بگويد هر جا که باشد آماده رفتن هستم « من بايد به مملکت خود خدمت کنم» . با شروع جنگ هم تصميم مي گيرد تا به جبهه برود و با متجاوزان عراقي بجنگد. عليرغم مخالفت هاي متعددي که براي رفتن او به جبهه مي شود بالاخره به هر طريقي شده خود را به خوزستان مي رساند تا در جبهه ها حضور پيدا کند.
اينها بخشي از وقايعي است که شجاعت و رشادت حسين را مي توان از آنها دريافت.
+ نوشته شده در  87/08/29ساعت 16  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

خاطره

یک شب رادیو برنامه اش را قطع کرد و اعلام کرد:«بچه ای 13 ساله نارنجک به کمرش بسته و به زیر تانک رفته وآن را منفجر کرده است.»

در این لحظه ما سر سفره شام بودیم.مادرش که حالا فهمیده بود،محمد حسین به جبهه رفته،به من خیره شد و با نگرانی نا خودآگاه گفت:«این بچه،محمد حسین من است.»اما من باور نکردم.

این گذشت تا اینکه چند روز بعد نزدیکی های ظهر چند تن به مغازه ام آمدند و گفتند:«محمد حسین زخمی شده است.»اما گویی چیز دیگری می خواستند بگویند.

گفتم:«اگر موضوعی هست بفرمایید.»

برادر محمدرضا شمس گفت:«حاج آقا،برادر من و محمد حسین شما شهید شده اند.»

بدین ترتیب خبر شهادت محمد حسین را شنیدم.

 

                      

+ نوشته شده در  87/08/28ساعت 13  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

شهید فهمیده نماد مقاومت نوجوانان ایران اسلامی

رییس مجلس شورای اسلامی شهید فهمیده را نماد مقاومت ملی و اسلامی نوجوانان ایران اسلامی دانست و گفت: حرکت وی از روح تفکر اسلامی اشباع بود. به گزارش خبرنگار پارلمانی حیات، علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی صبح امروز مجلس شورای اسلامی با اشاره به سالروز شهادت حسین فهمیده و تبریک این روز به نوجوانان و بسیج دانشجویی گفت: شهید فهمیده نماد مقاومت ملی و اسلامی نوجوانان ایران اسلامی است. وی افزود: بی جهت نبود که امام (ره) شهید فهمیده را مفتخر به راهنمایی ملت کرد، چرا که حرکت شهادت طلبانه وی از متن و روح تفکر جهاد اسلامی اشباع شده بود. رییس مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: شهید فهمیده یک راه نو را در جهان فرو خفته در مادیات نشان داد، صراطی که امروز در نسل جوان بیدار در بلاد اسلامی توانست سلطه گری یکجانبه امریکا و صهیونیستم را به شسکت و عقب نشینی وادار کند. لاریجانی در ادامه با اشاره به حملات دو ماه اخیر امریکا به پاکستان به بهانه مبارزه با تروریسم اظهار داشت: آنها اینک این حرکت را در مورد کشور اسلامی سوریه نیز تکرار کرده اند. رییس مجلس شورای اسلامی این اقدام امریکایی ها را یک ماجرا جویی جدید در منطقه دانست و تصریح کرد: عواقب این اقدام در هدایت امریکا خواهد بود و علاج آن نیز در تذکرات سیاسی و شکایات دیپلماتیک نیست. وی تاکید کرد: رفتار امریکایی ها در اینگونه تجاوزات صرفا با پاسخ محکم و غیر قابل تصور به آنان قابل جلوگیری است، همان شیوه ای که شهید فهمیده بنیان نهاد، همان مسیری که در آن حزب الله لبنان در مقاومت 33 روزه سیلی محکمی به صهیونیست ها زد. لاریجانی نقطه ضعف امریکا و صهیونیست ها را در نداشتن نیروی مجاهد و شهادت طلب دانست و افزود: تجربه های نظامی در دهه های اخیر نشان داد که قدرت نظامی در ادوات پیشرفته نیست بلکه در قدرت ریسک مبتنی بر اراده های قوی است، همان چیزی که شهید فهمیده آن را آراست. لاریجانی در پایان تاکید کرد: امریکا تصور نکند این اقدامات یک بازیگوشی بی هزینه است، باید مراقب باشد که پیکر حجیم خود را روی مین های مجاهدین شهادت طلب نیندازد. پایان پیام
+ نوشته شده در  87/08/27ساعت 20  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

فهمیده ها

پیچ و خم های مسیر عشق را فهمیده بود

آری آری،سر جدا،پیکر جدا فهمیده بود

جامی از خمخانه اهل ولا را سر کشید

او که رمز عشق را از کربلا فهمیده بود

تا نظر بر ناکجا با چشم دل انداخت او

راز و رمز عشق را از ناکجا فهمیده بود

او که از شهر شهادت تا خدا پرواز کرد

چون بشارت ها زکوی کبریا فهمیده بود

برگشودند آخرین دروازه های آسمان

چون که سوز عشق را فهمیده بود

آفرین بر نوجوانی که مرامش اسوه شد

عشق را از مکتب اهل ولا فهمیده بود

*اکبر محمدی

+ نوشته شده در  87/08/27ساعت 14  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

درباره ی او

ای عزيزان اسلام و سرمايه های ملت! مجاهده کنيد که خوديت را از قلب خود بزداييد و بايد بدانيد و بدانيم که هر چه هست اوست و جلوه جمال او. جسم و جان و روح و روان همه از اوست. بکوشيد تا حجاب خودي را برداريد و جمال جميل او, جل و علا را ببينيد , آنگاه است که هر مشکلی آسان و هر رنج و زحمتی گواراست و فدا شدن در راه او شيرين تر از عسل بلکه بالاتر از هر چيز به گمان آيد. مبادا غرور شجاعت و جوانی و پيروزی در دل شما راه يابد که با آمدن آن, همه چيز فرو ريزد و طاق و رواق آمال درهم شکند؟

امام خمينی (ره)

عشق و شور, طراوت و پاکی, شجاعت و سرسختی, استقلال طلبی و عدالت خواهی, ايثار و از خودگذشتگی, استعداد و توانايی, و ... از جمله ويژگيهايی هستند که سراسر وجود هر جوانی مالامال از آنهاست. در دوران جوانی روح عرفان, اخلاق و معنويت متجلی شده و جوانان آماده پذيرش فضيلت ها و ارزشهای الهی ميشوند و زمينه های کمال طلبی در آنان بروز می کند؛ از اينرو بخش متنابهی از سرمايه گذاری ها و برنامه ريزی های دست اندرکاران امر تعليم و تربيت و تلاشگران عرصه های فکری و فرهنگی متوجه اين قشر می باشد؛ و محور اساسی سياست گذاری های فرهنگی, اجتماعی, سياسی و مخاطب اصلی رسانه های جمعی همواره جوانان بوده و خواهند بود.
ويژگيها و استعدادهای نهفته در وجود جوانان مناسبترين زمينه برای طراحی و ايجاد هرگونه تغيير و تحول فردی و اجتماعی است, بطوريکه چرخ های انقلاب ها و تحولات متعددی توسط اين گروه به حرکت درآمده و سرعت می گيرد. کنکاش در تاريخ ملل مختلف و از جمله جريانات حاکم بر جهان در طول ساليان گذشته مؤيد اين مدعاست. بخش انبوهی از بازيگران و نقش آفرينان حوادث مختلف جوانان بوده و امکانات و انرژی های بسياری مصروف جذب و هدايت آنان بسمت اهداف معين (اعم از مثبت و منفی, ارزشی و ضد ارزشی) شده است.هشتم آبان روز نوجوان در ايران يادبود شهادت نوجوانی است که در نوجوانی بيکباره قله های شرف و انسانيت و غيرت را پيمود, که چه بسيار اهل رياضت و سير و سلوک در پيمودن اين راه پر فراز و نشيب بر اين رهگذر الهی غبطه می خورند.
شهيد "فهميده" يكي از هزاران نونهال فهميده، و دانش آموز بسيجي كشور ماست كه با نثار خون پاك خويش بر طراوت و سرخي خون شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي افزود. وي دوران كودكي و نوجواني خود را به صورتي سپري كرد كه همواره آبستن حادثه اي بود. حوادثي كه در شكل گيري شخصيت او مؤثر واقع شد. او با سرمايه عظيمي از فهم و درك و درايت انقلابي و اسلامي خويش و به دنبال طوفان حوادث انقلاب، وارد جنگ تحميلي شد و با وجود كمي سن، خود را به خونين شهر قهرمان رساند و با اقدامي آگاهانه و شجاعانه، نام خود را در دفتر شهيدان هماره زنده تاريخ ثبت كرد.
از آنجا كه اين دانش آموز رزمنده بسيجي، با ايمان و بينش عميق و استوار در جنگ با دشمن پيش قدم و با نيل به شهادت، درس شجاعت، فداكاري و مقاومت را به همه بسيجيان و امت حزب الله آموخت، امام بزرگوارمان اين نوجوان 12 ساله را رهبر قلمداد فرمود، چرا كه نام و ياد او منشأ حماسه هاي سترگ شد و تحولي عظيم در شيوه دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام با كفر فراهم كرد و راه پيروزي و سرافرازي را يكي پس از ديگري، هموار ساخت. امروز شهيد فهميده، بحق، الگوي شايسته و تصوير برجسته اي از ايثار و جهاد و شهادت براي دانش آموزان بسيجي و جوانان كشور ماست، به گونه اي كه حماسه سازي هاي فهميده و ديگر فهميده هاي ميهن اسلامي، مي تواند يادآور دوران دفاع مقدس و ارزشهاي والاي آن دوران باشكوه باشد. رهبر معظم انقلاب نيز درباره آن شهيد گرانقدر فرمود:
"زنده نگهداشتن ياد و حادثه شهادت دانش آموز بسيجي، شهيد فهميده از اصالت هاي دفاع مقدس است ."

آموزگار ايثار
در جبهه، شهيد فهميده به اتفاق دوست شهيدش "محمدرضا شمس"، در سنگري واحد قرارداشت كه در هجوم عراقي ها به خرمشهر محاصره شد. محمدرضا شمس دوست و همسنگر حسين زخمي شد و حسين با سختي و مرارت فراوان او را به پشت خط رساند. و به جايگاه قبلي خود بازگشت. او با مشاهده تانكهاي عراقي (ظاهراً 5 دستگاه تانك) كه به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و درصدد محاصره و قتل عام آنها بودند تاب نياوردند و در حالي كه تعدادي نارنجك به كمرش بسته و در دستش گرفته بود، به طرف تانك ها حركت كرد. در اين هنگام تيري به پايش اصابت كرد و او از ناحيه پا مجروح شد؛ اما نتوانست در اراده محكم و  عزم پولادين او خللي ايجاد كند، از اين رو بدون هيچ دغدغه و ترديدي تصميم خود را عملي ساخت و از لابلاي امواج تير كه ازهر سو به طرف او مي آمد، خود را به تانك پيشرو رساند و با استفاده از نارنجك، موفق شد كه تانك را منفجر كند و خود نيز تكه تكه شود. به مجرد انفجار تانك مهاجمان گمان كردند كه حمله اي صورت گرفته است، لذا روحيه خود را باختند و با سرعت هرچه تمامتر تانك ها را رها كردند و پا به فرار گذاشتند. در نتيجه، حلقه محاصره شكسته شد و پس از مدتي نيروهاي كمكي هم سر رسيدند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاكسازي كردند .

+ نوشته شده در  87/08/26ساعت 19  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

امثال محمد حسین فهمیده

سين فهميده تنها شهيد دانش آموز سيزده ساله ما نيست. «بهنام محمدي» هم يك دانش آموز دوازده ساله خرمشهري بود كه در كوچه پس كوچه هاي شهرش آنقدر جنگيد تا به شهادت رسيد. «سحاب خيام» هم بود. دختر دانش آموز دوازده ساله سوسنگردي‌اي كه آنقدر با دست خالي با بعثي ها جنگيد تا آنها را عاجز كرد و بعد به شهادت رسيد.
خاك جنوب ايران، از دستان كوچك 36 هزار دانش آموز شهيد ايراني، خاطره ها دارد.
+ نوشته شده در  87/08/26ساعت 19  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

سال شمار زندگی


(هـ . ش) 1346: (اول ادریبهشت) ولادت – در شهر قم
(هـ . ش) 1352: ورود به کلاس اول دبستان- دبستان روحانی قم (کریمی)
(هـ . ش) 1356: (خرداد) پایان دورة ابتدایی
(هـ . ش) 1356: (مهر) ورود به کلاس اول راهنمایی- مدرسه راهنمایی حافظ قم
(هـ . ش) 1356: (مهر) ورود به کلاس دوم راهنمایی- مدرسه راهنمایی حافظ قم
(هـ . ش) 1357: پخش اعلامیه‌های رهبرکبیر انقلاب اسلامی
(هـ . ش) 1357: (دوازدهم بهمن ماه) دیدار با مقام معظم رهبر انقلاب اسلامی
(هـ . ش) 1358: (تابستان) هجرت به شهرستان کرج و جدایی از زاد و بوم خود.
(هـ . ش) 1358: (تابستان) نام نویسی در کلاس سوم راهنمایی- مدرسة راهنمایی شهید «محمد خیابانی» کرج
(هـ . ش) 1358: (پنجم آذر ماه) عضویت در بسیج دانش‌آموزی
(هـ . ش) 1359: (تابستان) شرکت در آموزشهای رزمی
(هـ . ش) 1359: (بیست و پنجم شهریور ماه یک هفته پیش از اعلام رسمی تهاجم نظامی ارتش عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران) کسب اجازه از پدر و مادر برای حضور در جبهة جنگ
(هـ . ش) 1359: (بیست و پنجم یا بیست و ششم شهریور ماه) اعزام به جبهة جنگ و حضور در خاک خرمشهر
روزهای نخستین ورود به جبهة: جلوگیری از او در خط مقدم
امتحان اول( نفوذ به خط نیروهای دشمن و …) قبل از گرفتن اجازه حضور در خط مقدم
(هـ . ش) 1359: (نخستین روزهای اعلام تجاوز نظامی ارتش عراق غروب سی و یکم شهریور ماه) حضور رسمی در جبهه نبرد، همراه با محمد رضا شمس
(هـ . ش) 1359: (هفته اول مهرماه) زخمی شدن و اعزام به بیمارستان ماهشهر
چند روزی پس از بهبودی: ترخیص از بیمارستان و بازگشت به جبهه.
پس از مراجعت به خرمشهر: جلوگیری دوباره از اعزام او به خط مقدم.
یکی دو روز بعد: بازگشت به خط مقدم و مبارزه در کنار محمد رضا شمس
(هـ . ش) 1359: (بیست و هفتم مهرماه) مقاومت در برابر حمله‌های دشمن
(هـ . ش) 1359: (بیست و هفتم مهرماه) زخیم شدن مجدد در خط مقدم
روزهای نبرد رو در رو با دشمن: (بیست و هفتم مهرماه) امتحان آخر
(هـ . ش) 1359: (بیست و هفتم مهرماه) آخرین پرواز- شهادت در کوت شیخ- نزدیک ایستگاه راه آهن خرمشهر خاکسپاری در بهشت زهرا، تهران.

+ نوشته شده در  87/08/26ساعت 19  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

بیانات رهبر با خانواده شهید فهمیده

بسم الله الرحمن الرحیم

از این اصالت ها در طول دفاع مقدس خیلی هست؛اگرچه بعضی مثل-این قضیه-برجسته است. نباید بگذارید این ها فراموش شود.باید این ها را اجیا کنید و زنده نگه دارید.

این کاری که امسال دارد انجام می گیرد،در جهت زنده نگه داشتن این حادثه است.خداوند ان شاالله شماها راموفق بدارد.همه برادران و خواهرانی را که تشریف دارند و شهید عزیز(محمد حسین فهمیده)و همه شهدا و این خانواده محترم را هم،که یک چنین جوان و نوجوانی را پرورش دادند و تقدیم راه خدا کردند،با پیغمبر(ص)محشور کند و ان شاالله خداوند این شهید را مشمول رحمت خود و این خانواده را مشمول فضل خودش قرار بدهد.

این قبیل کارهای برجسته،حقیقتاً ناشی از تربیت این مادر و این چنین خانواده و آن اصالت های خانوادگی است که این چیزهادر محیط نظام اسلامی بروز می کند،اگرچه همه جا و همیشه هست،لیکن در محیط اسلامی بروز می کند و اینگونه به جلوه گری و نورافشانی می رسد.

ان شاالله خداوند فرزندان دیگرتان را برای شما محفوظ بدارد و همه آن ها را در دنیا و آخرت مایهه روشنایی چشم شما بکند.

ان شاالله موفق باشید.

+ نوشته شده در  87/08/25ساعت 18  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  | 

خصوصیات شهید فهمیده

هر انساني داراي روحيات و خلق و خويي است که بيانگر بينش و گرايشات او مي باشد و در واقع آنچه از او ظاهر مي شود کاشف وضعيت روحي ، فکري و دروني او است ، شهيد فهميده نيز از اين کليت مستثني نبود . 
شهيد فهميده بسيار خوش برخورد و خنده رو بود و با همه با چهره اي گشاده و باز برخورد مي کرد . خيلي زود با افراد مي جوشيد و صميمي مي شد . نسبت به همه به خصوص در برابر بزرگترها مودب بود و احترام مي گذاشت . با برادرش داود علاوه برروابط برادري متعارف ، رفيق نيز بود و به او احترام خاصي مي گذاشت . خيلي رک و صريح بود اگر نمي خواست کاري را انجام دهد صريحا مي گفت : انجام نمي دهم . تظاهر و خودنمايي نمي کرد و به طور کلي بي غل و غش بود و آنچه بود خودش بود و در يک جمله يک رنگ و صادق بود . قولي را که ميداد عمل مي کرد و نسبت به وفاي به عهد حساس بود و هرگز تخلف نمي کرد .
   هنگامي که از چيزي ناراحت مي شد در خود فرو مي رفت و سرو صدا نمي کرد . وي بسيار رازدار و تودار بود بسياري از اسرارش نمي گفت و اساسا همه حرفهايش را براي همه نمي زد . لباس تميز و شيک مي پوشيد . او مردم را به خصوص انقلابي ها را دوست داشت و هميشه سعي مي کرد با همه مردم همدردي کند . شهيد فهميده نوجواني فعال و کوشا بود . در خانه بسياري از کارها را بر عهده داشت . از همان بچگي به گونه اي برخورد کرده بود که گويا اختيار دار خانه و مرد خانواده اوست . از خريد خانه گرفته تا ثبت نام بچه ها در مدرسه و گرفتن و جابجا کردن پرونده ها و کارهاي اداري .

+ نوشته شده در  87/08/19ساعت 14  توسط محدثه احمدی و صبا مخلصی  |